کمترین نتیجه ای که اعترافات برای نظام اسلامی داشت!

اغتشاشات بعد از انتخابات را از هر جهتی که نگاه کنیم این نکته که این اغتشاشات اقتدار نظام اسلامی را هدف قرار داده بود ! را نمی شود انکار کرد.

دشمنان قصد داشتند و بعید می دانم کسی این نیت را انکار کند(۱)که دولت دهم دیگر در روابط بین الملل فاقد اعتباربوده و دارای قدرت حداقلی باشد !

اغتشاشات کمترین نتیجه ای که برای دشمنان این مرز و بوم داشت تضعیف نظام اسلامی و دولت برآمده از انتخاب آزادانه ملت بود به گونه ای که فردا این دولت نتواند پای میز مذاکره با دوستان و حتی با دشمنان از موضع قدرت وارد شود و سخن ملت ایران را بر روی کرسی بنشاند.

دشمن قصد داشت قدرت ناشی شده از رای اکثریت ملت ایران را بشکند که تا حدود زیادی توانست ولی بنا به اصل بنیادین الهی که مکرو و مکر الله والله خیرالماکرین دشمن به هدف نهایی خویش در این اغتشاشات که همان نابودی نظام اسلامی بود دست نیافت !

به سخن اصلی خویش بازگردیم و اینک اعترافات!

اگر تاکنون خاطرات عزت شاهی را نخوانده اید سری به این کتاب ارزشمند بزنید .

مطمئنم که مطالعه این کتاب شما را خسته نخواهد کرد .

عزت شاهی آنچنان ماهرانه در برابر بازجوها ظاهر می‌شود که تنها چند سال زندان در پرونده‌اش ثبت می‌شود و رژیم پهلوی به عمق فعالیت‌های او پی نمی‌برد. او به زندان قصر منتقل می‌شود و مدتی آن‌جا می‌ماند و در زندان اوین با مسعود رجوی هم‌بند می‌شود و با او درباره تشکیلات سازمان و مسائل اسلامی اختلاف نظراتی پیدا می‌کند و از عملکرد برخی افراد انتقاد می‌کند. پس از همکاری وحید افراخته از سران سازمان مجاهدین خلق، ساواک به تمامی فعالیت‌های او پی می‌برد و به کمیته مشترک ضد خرابکاری منتقل می‌شود و مورد بدترین و سخت ترین شکنجه‌ها (مانند آویزان کردن از نرده، بستن چندماهه به تخت، رفتن به زیر دستگاه آپولو و...) قرار می‌گیرد. به طوری‌ که برای پایان بخشیدن به این رنجها و آلام، سه بار مجبور به خودکشی می‌گردد! اما چنان مقاومت می‌کند که در بین همه مبارزان و حتی دشمنانش به اسطوره مقاومت معروف می‌شود.

 

 

عزت شاهی شکنجه می شود ولی دم برنمی آورد و اعتراف نمی کند و این گونه است که دعوت مردم به انقلاب مورد پذیرش قاطبه ملت قرار می گیرد و نظام شاهنشاهی ساقط می شود.

مبارزین تبعید می شدند ولی با گذرنامه جعلی باز می گشتند و دوباره از کشور اخراج می شدند ! همه آماده شهادت بودند ولی امروز اربابان به رضا پهلوی ملعون می گویند برای مبارزه به ایران برو با خنده ای کنایه آمیز می گوید مگر از جانم سیر شده ام که خودم را به کشتن دهم!

این حضرات فقط می خواهند دیگران را به کشتن دهند و وقتی پای امتحان به میان آید زود عرصه را خالی می کنند!

نمی دانم این حضرات با چه رویی دم از مبارزه می زنند و جوان های مردم را به کوچه و خیابان ها می کشانند در حالی که خود یک ماه نمی توانند دوری از رفاه را تحمل کرده و در محیطی دیگر شب را به صبح برسانند!

مردمی که به ندای این اشخاص لبیک گفته و به خیابان ها آمده اند حال از خود می پرسند برای که؟!

 

برای کسانی که با اندک فشاری صغیر و کبیر را لو می دهند و تا قتل حضرت هابیل را بر گردن می گیرند؟!

چندی پیش مقاله ای از ابراهیم نبوی در چرایی اعترافات خود وی و ابطحی و ... خواندم که برایم خیلی آموزنده بود.

نبوی در این نوشتار می گوید:

دلیل اعترافات من این بود که معتقد بودم هیچ عقیده ای ارزش اذیت شدن را ندارد!

آیا ملت حاضر است برای این اشخاص که به هیچ صراطی مستقیم نیستند به خیابان ها بریزد؟!

آیا این اشخاص در عمرشان چیزی را پرستیده اند که وطن هم یکی از آن ها باشد؟!

به نظر من کمترین نتیجه ای که اغتشاشات و دادگاه های اخیر برای ملت ایران داشته و فراتر از آن درسی که به دشمنان می دهداین نکته است که باور کنید این حضرات این کاره نیستند!

اگر مخالفین نظام اسلامی در این گونه اشخاص خلاصه می شود که در عرض ده روز انقلاب ذاتی در ماهیتشان پدیدار می شود پس دشمنان باید به فکری دیگر باشند!

1- این در حالی است که آمریکا و انگلیس و سایر قدرت های ریز و درشت نیات آشکار و پنهان خویش را انکار نمی کنند و به عبارت دیگر مخرج مشترک سخنان همه آن ها این نکته است که ما برای دموکراسی و آزادی بیان از مخالفین حمایت می کنیم.این که اغتشاشات به نفع آمریکا و انگلیس است هیچ بنی بشری آن را انکار نمی کند و آمریکا و انگلیس نیز باید این نکته را بدانند وصد در صد می دانند که این مرده با نفس مصنوعی زنده نمی شود!

 این مطلب در خبرگزاری فارس

/ 0 نظر / 25 بازدید